الهی هیچکی داغ شاخ شمشادش نبینه ...
برای منی که سال هاست مداحی گوش ندادم، شنیدن هزار باره یمداحی جوونم ای جوونم
یه جورایی هم آرام بخشه هم ناراحت کننده
عکس این جوونای سربازو می بینم واقعا می گم " دیگه خاک دو عالم بر سر دنیا که رفتی"
وای از بچه های میناب وای از سربازامون ... وای از مردممون
هنوز نتونستم برم محله ی جاجرودی رو ببینم، خواهرم معتقده این کار یه جور
خودآزاریه اما دلم می خواد از صبح این مداحی رو بذارم و برای بچه ها و جوونامون گریه کنم.
اما به جاش صبح که بلند میشم موهامو سشوار می کشم و لباس شاد می پوشم
و به امورات زندگی می رسم، حتی داستانم رو ادیت می کنم
اما هی تو سر می پیچه:
هزار الله اکبر
چه قدی داشتی اکبر
ولی حالا دیگه قدت شد با اصغر شد برابر
جوونوم آی جوونوم ... جوونوم آی جوونوم
نمی دونم چرا حس می کنم ایندفعه اینقدر سخته
خانم ع رفت میناب، گفت حال میناب خوب نیست
از صبح که اخبار خیلی خیلی وحشتناک مینابو شنیدم حال خیلی بدی دارم
مداحی مربوط به امین قدیمی هست