یک ماه و تمام!
از ۵ مهر درگیر یه سرماخوردگی کوچک خواهرم هستیم
۲ هفته درگیر چیزی به نام آنفلونزا، بیمارستان ۴ شب
کمی بهبود، بعدتر حساسیت دارویی که پدرشو درآورد
دوباره یه شب بیمارستان، ترخیص حالی که خوب نشد.
دوباره بی حال و بی رمق، آوردمش خونه ی خودم
صداش رفت، سرفه هاش برگشت. ترسیدیم چون
بیمارستان به خاطر درگیری یک ریه ی کامل و نیمی
دیگر از یک ریه بستری بود، دیشب رفت پیش دکتر
شفا دهنده ی سمنانی ...
الان نه، اما بعدا پستی مینویسم با عنوان شهر من
تهران، عشق من سمنان.
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام مهر ۱۴۰۴ ساعت 7:10 توسط ماتیوس
|