از ۵ مهر درگیر یه سرماخوردگی کوچک خواهرم هستیم

۲ هفته درگیر چیزی به نام آنفلونزا، بیمارستان ۴ شب

کمی بهبود، بعدتر حساسیت دارویی که پدرشو درآورد

دوباره یه شب بیمارستان، ترخیص حالی که خوب نشد.

دوباره بی حال و بی رمق، آوردمش خونه ی خودم

صداش رفت، سرفه هاش برگشت. ترسیدیم چون

بیمارستان به خاطر درگیری یک ریه ی کامل و نیمی

دیگر از یک ریه بستری بود، دیشب رفت پیش دکتر

شفا دهنده ی سمنانی ...

الان نه، اما بعدا پستی مینویسم با عنوان شهر من

تهران، عشق من سمنان.