بچه شمال میخواد، تفریح میخواد

خودم از دیشب عین مار می پیچم به خودم از درد

پدرش قول داده که میریم و یه شب میمونیم

طبع بچه برنمیداره، بهش گفتم ما دو تا یه شب

بیشتر بمونیم بابا برگرده ... قبول نمیکنه.

میدونم میترسه، خودمم یکم دلهره دارم که اگه

همسایه های ا نجا نباشن چطوری یه شب

بیشتر بمونیم!!!!! همسر مرخصی نداره

من واقعا حال ندارم و اوضاع جسمیم

به هم ریخته س . خلاصه که خیلی خانومم

خیلیییییی. تو سکوت و خلوت خودم به این

فکر می کنم که کار به بیمارستان نکشه تو

این روزای شلوغ .