امروز رفتم یهسر به خواهرم بزنم، آخرین بار

چهارشنبه همو دیده بودیم. از لاغر شدنم تو این

چند روز تعجب کرده بود‌ و این نشون میده تازه

تغییر سبک و ورزش و ... دارن خودشونو نشون میدن.

دکتره آدم عوضی ای هست اما خب فعلا برای من خوبه.

_ اینقدر یاد سمنان میفتم که دهنم سرویس شده.

_ پسرک هفت سالم اینقدر خوردنی شده که خدا میدونه.

_ و دیگر هیچ، نه شوقی، نه شوری نه انگیزه ای، هر چند

باید خدارو به شدت شکر کنیم ...

_ امیدوارم امسال هم مانند سنوات قبل که پیش و مهد میرفت

اذیت نکنه و به خوبی و خوشی بره. هر چند از الان یه بوهایی

داره میاد!!!!

_ منشی دندونپزشکمون که به شدت خانم مهربون و

با شخصیتی هست، پیشنهاد داده پسرک رو ببریم خونش

برای یادگیری پیانو و اینکه گفته ارگی که داریم تا ۳ ماه

برای سرور اوکی هست.

از کل کارایی که برای تابستون لیست کرده بودم فقط به

دندانپزشکیش رسیدم و دیگر هیچ.

_ خلاصه که الان نمیتونم واضح بنویسم اما اینقدر

در مورد بعضی چیزا شوخی می کنیم که یهو واقعی میشن ...

خیلی هم خوب.

باقی بقایمان در اوج نیستی و فانی بودن!