فعلا حرفی ندارم با کسی بزنم،

دلم میخواد بچه بودمو و سرمو رو‌پای مادرم میذاشتم

زنده باشن ایشاله، فعلا که شمالن.

نمره های بچه ها رو هم دادم و تمام، تنها ارتباطم با دانشگاه

تمام شد. حوصله ی دوست، دشمن، فامیل و هیچکسی رو

ندارم. نیاز به ریکاوری دارم چطوریشو نمیدونم‌